تبليغاتX
دانشوران

دانشوران

سلام!از اونجایی که میدونیم همتون خوبین٬ما هم خوبیم!بالاخره این کشتی لنگر انداخته یه تکونی به خودش داد و با اینکه سنگ های روز و درشت فراوانی بر سر راه ملوانان این کشتی بود ولی باز از پای ننشستندو قدم در راه گذاشتند(۵۷ آرایه ادبی) به هر حال ببخشید که یه مدت به خاطر درس و این حرفا(ما هم بچه درس خون)نشد که به روز کنیم.دانشوران هم که با وجود دانش آموزان نخبه و منضبطی مثل ما همواره پر از حوادث و اخبار مختلف هست.

خواهران دانشورانی که با گشایش شعبه۲ سما(شایستگان) قبل از اینکه مثل ما از طرف مدیر و ناظم تهدید به اخراج بشن به اونجا نقل مکان کردند.اما دانشوران(پسران)...طبق سنت دیرینه چون هر دانش اموز ۵۵۴۴۰۰ تومان شهریه میده مسئولان محترمه ی مدرسه هم حداکثر دانش اموزان رو (البته اصلا به دلیل مالی نبوده) ثبت نام کردند و تو یه کلاس۲*۲  ۳۳ نفر دانش اموز به صورت mp4جا سازی کردند.البته تو یکی دو ماه اول که همه چی خوب بود ولی از بعدش که قهر کردن دبیران محترم طبق عادت سالانه شروع شد ،بچه ها هر روز از طرف اقای صراف و حقیقی و شجری و.. تهدید به اخراج از مدرسه و کم کردن نفرات کلاس میشدند!حتی چند نفر رو هم امروز اخراج میکردن و فردا با کارت دعوت به صرف شام و ناهار و میوه و شیرینی و شکلات و ... به مدرسه دعوت میکردن و شب از نو روزی از نو..بالاخره بین بروبکس کلاس از بچه های دوم الف پارسال،دانش آموز نام آشنای مدرسه به نشانه اعتراض به این بی عدالتی و خفقان سر زنگ استاد طاها به این نتیجه رسید که این حرکت انقلابی رو انجام بده و با اقتدار ملی مکان مقدس کلاس آقای طاها رو ترک کنه٬آقای طاها هم بعد از دو سه تا دور زدن دور خودش تازه فهمید چی شده و گفت:حَینَه (حرف نزن) این دانش آموز حق امتحان دادن نداره!!البته ساعاتی بعد طی گزارشاتی از خبرگزاری های هم میزیها خبر رسید که دانش آموز مربوطه پروندش رو از این مدرسه گرفته و پناهنده مدرسه ـــــــــــــ شده البته فراق یار برای بچه ها خیلی سخت بود و بچه ها برای زنده نگه داشتن یاد آن بزرگوار که با عمل خود حرکت عظیمی در راستای بهبود مسائل سیاسی اجتماعی کشور و حتی جهان داشت برای مدتی با لباس مشکی سر کلاس حاضر میشدند!!

آقای کیانمهر هم که قوانین سفت و سخت خودش رو هنوز تو امتحاناتش اجرا میکنه و یکی از این قوانین عدم استفاده بچه ها از ماشین حساب همدیگه سر امتحان بود که دو تا از بچه ها سعی در شکستن این قانون داشتن که آقای کیانمهر از حس هفتم و زیرکی بی مثالش استفاده کرد به انجام این جرم سنگین پی برد و...البته بعد از این قضیه از اونجایی که کیانمهر اصلا و ابدا آدمی نیست که از کسی کینه به دل بگیره!!!با اون دو مجرم محترم لج کرد و حکم اعدام رو واسشون صادر کرد که با ضمانت مدیر و بقیه دست اندر کاران مجازاتشون به کسر ۵ نمره از مستمر ترم اول کاهش یافت

البته این اتفاقات حواشی زیادی هم به دنبال داشت که از مهمترینشون حرف و حدیث هایی بود که در مورد هویت و بی هویتی کیانمهر زده میشد! که طی صحبت هایی که شد و مستنداتی که بروبکس جمع آوری کردن به این حقیقت،پنهان رسیدن که آقای سرخی(کیانمهر خودمون) سه بار نام خانوادگیشونو به دلایل مختلف تغییر داده! (از گفتن فامیلی اولش معذوریم اگه کسی میخواد شخصا مراجعه کنه٬حتی شما!)

کوران امتحاناتم که تو دانشوران همیشه حرف و حدیث ساز بود٬امسالم که دبیرای محترم از اونجایی که به بچه ها علاقه ی وافر دارن لطف کردن و واسه آشنایی با سوالای نهایی و آماده سازی برو بکس سوالات امتحانات نهایی (سال ۴۶-۴۷-...)رو دادند!! البته حقم داشتند سوالا نهایی بود ولی چون یه کم قدیمی بود بچه ها نتونسته بودند نمونه هاشو جمع آوری کنن و واسه همینم دبیران عزیز با دست بسیــــــار باز تصحیح کردن و خداشکر بچه ها از نمرات راضی بودند(حداقل ارفاق ۳ نمره!!!!) البته ناگفته نمونه که آقای طاها هم به خاطر اینکه نمیخواست بچه ها به زحمت بیفتن مطالعه بیهوده داشته باشن٬یه برگه امتحانی شامل تمام سوالات امتحان ترم به جز یکی دو مورد تشریحی به دانش آموزان گرامی کلاس های خصوصی داد(توجه داشته باشید ایشون نیتشون خیر بوده بالاخره عید در پیشه و  فقط آجیلش کیلویی ۱۵ ۱۶ تومن!)البته این مورد توسط بچه ها پیگیری شد ولی به گفته خودشون اتفاقی شب امتحان فقط یکی از سوالا لو رفته!! البته بازتاب این مساله باعث شد تا بیشتر بچه ها از نوشتن جزوه فیزیک سر کلاس خودداری کنن و عملا کلاس فیزیک به کلاس تنفس (زنگ تفریح) تبدیل بشه!

حضرت زحمتکش هم که قرار بود به گفته آقای رضایی (دبیر زبان) مجسمشون رو بزارن "وسط" میدون شهر به خاطر اینکه جای مجسمه میدون رو لوله کشی کردن و دوش حموم گذشتن مدتیه که ناراحته و بعضی از کارای بچه ها باعث شده تا روز به روز به سکته چهارم نزدیک تر بشه!این اواخر هم که کم کم داشت کلاس به مکان ــــــــ تبدیل میشد که آقای زحمتکش صندلی رو برداشت که پرت کنه و گفت من دیگه درس نمیدم...حالا همدیگرو انگولک کنین و به هم انگشت برسونین!(ما که نفهمیدیم منظورش چی بود!)ضمنا خاطر نشان کرد که از این لحظه مثل عزرائیل تو کلاس رفتار میکنه!(کلاسا از این به بعد دیدن داره)بعد از این ماجرا هم که دستور دادن تا تمام تمرینات امسال و پارسال و سال بعد و کلا هرچی تمرین تو عمرمون دیدیم رو باید حل کنیم!بچه های ما هم که عاشق حل تمرینات به صورت دسته جمعی هستن(کلا تو هر کاری مشورت خوبه) تصمیم گرفتیم که سر زنگ هندسه (میگم درسا بسه...)بریم تو حیاط و با هم دیگه حلشون کنیم..

 

از این حرفا که بگذریم بازم آخر سال هست و جام باشگاه های دانشوران٬تیم ما هم که شکسته شد و با باشگاه فرهنگی ورزشی پاپیون(فرانسه) قرارداد بستیم٬که تیممون به عنوان با اخلاق ترین تیم (با ۴تا کارت زرد) مقام سومی مسابقات رو بدست آورد..در مورد فوتبال نمیخوام چیزی بگم فقط اینکه بعضیا جنبشونو نشون دادن(سوم رقیب نداره)...فیلم های بازیم با اینکه از شبکه های ماهواره ای پخش شده ولی به صورت لوح فشرده خریداریش برای عموم آزاده(دانشورانی ها با ۵۰ ٪ تخفیف ویژه نوروزی)اینم یه عکس از پاپیون٬تیم پدیده امسال..(رو عکس کلیک کنید shift+click)

گیر دادن به اصلاح بچه ها و مدل های ریش هم توسط صراف همچنان ادامه داره و حتی تا آخرین روز مدرسه یه تیغ خریده بودن و میخواستن ریش ۷ ۸ نفر رو با همون یه تیغ بزنن(تیغ رو هم بعد از هر بار اصلاح مینداختن تو سطل آشغال تا ضد عفونی بشه)بیچاره اون کسی که اون روز گیر صراف میفتاد..

خب دیگه سرتونو درد نمیارم٬راستی یادم رفت بگم با رفتن طاها نویسنده جدید  PED به جمعمون اضافه شده..منتظر نظراتتون هستیم..سال نو هم پیشاپیش به همه بروبکس دانشورانی و غیر دانشورانی تبریک میگم امیدوارم سال خوبی داشته باشید..تعطیلات بهتون خوش بگذره..

فعلا..خدانگهدار..

+تماشاي مرگ در يك پارك تفريحی با يك يورو

+تصویری جالب و دیدنی از روز عشق

+ماهواره “امید” را روی اینترنت ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 3:23  توسط دکتر  |